خرید بک لینک
سلام به دخترهای گلم سارا و صبورای عزیزتر از جونم

دیروز صبورا برای اولین بار بدون اینکه کسی ازش خواهش کنه تمام خونه رو به صورت کامل و خیلی عالی تمیز کرده بود و جارو زده بود و ظرفها و حتی قابلمه هارو خیلی تمیز شسته بود خیلی خوشحال شدم و لذت بردم البته مدتهاست آشپزی میکنه ولی این کار و ازش انتظار نداشتم صبورا واقعا خوشحالم که اینقدر خانمی

امروز با دخترا و علی رفتیم تمرین رانندگی و خیلی خووووب بود یکساعتی بیرون بودیم البته گرم بود ولی خوش گذشت

چند روز دیگه دخترا میرن مدرسه و هنوز خرید نرفتیم بی صبرانه منتظر رفتن به خرید برای اوله مهرم ااین روزا بوی مدرسه میاد و من این روزا رو دوست دارم حتی شاید یه چیزایی هم واسه خودم خریدم


موضوعات مرتبط: سارا ، صبورا
برچسبها: سارا , صبورا , خانواده , خاطره

برچسب: صبورا,خیلی,بزرگ, نویسنده: مهسا طباطبایی تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1396 ساعت: 21:47

صفحه بندی